تازه‌ترین یادداشت‌ها

  • عصر جدید

    ما در عصر احتمال به سر می بریم در عصر شک و شاید در عصر پیش بینی وضع هوا از هرطرف که باد بیاید   در عصر قاطعیت تردید عصر جدید عصری که هیچ اصلی جز اصل احتمال, یقینی نیست   اما من بی نام تو         حتی        ...
  • داستان تمثیل گنجشک و خدا

    روزها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت.فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هربار به فرشتگان این گونه میگفت:(می آید.من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی هستم که دردهایش را در خود نگه میدارد) سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست.فرشتگان چشم به لبهایش دوختند, گنجشک هیچ نگفت وخد...
    1 comment
  • من و تو

    دور دیواره ی مواج  زمین می چرخیم و برای عطش چلچله ها می خوانیم : ( لعل لب های تو پیمانه من...کلبه معرفتم خانه ی تو...) من و تو می خندیم به تمام دل بی درد زمان, به هوس های لذیذ, به سپیدار بلند, و در این سوداییم که در این سایه ی بی دغدغه, چرتی بزنیم...
    2 comments
  • نقش زن در پیشرفت همسر

    می گویند زن ها در موفقیت و پیشرفت شوهرانشان نقش به سزایی دارند. ساعد مراغه ای از نخست وزیران دوران پهلوی نقل کرده بود: زمانی که نایب کنسول شدم با خوشحالی پیش زنم آمدم و این خبر داغ را به اطلاع سرکارخانم رساندم...اما وی با بی اعتنایی تمام سری جنباند وگفت: خاک برسرت کنند, فلانی گنسول است و تو نایب ک...
    1 comment
  • ماجرای خواستگاری آلبرت اینیشتین

    می گویند((مریلین مونرو)) یک وقتی نامه ای نوشت به (( آلبرت اینشتین )) که فکرش را بکن که اگر من و تو ازدواج کنیم, بچه های مان با زیبایی من وهوش و نبوغ تو چه محشری می شوند! آقای اینشتین هم در جواب نوشت : ممنون از این همه لطف و دست و دلبازی خانم. واقعا هم که چه غوغایی می شود! ولی این یک روی سکه ا...