داستان
ارسال شده شنبه 27 اسفند 1390 22:54:39
نمىدانم داستان پيرمردى را شنيدهايد كه مىخواست به زيارت برود اما وسيلهاى براى رفتن نداشت.به هر حال يكى از دوستان او، اسبى برايش آورد تا بتواند با آن به زيارت برود.
يكى دو روز اول، اسب پيرمرد را با خود برد و پيرمرد خوشحال از اينكه وسيلهاى براى سفر گير آورده، ب...